دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

من مدعی نیستم.
+عبارت های داخل کوتیشن، نقل قول هستند.

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

بعضی ژست ها مرا به حالت عجیبی فرو می برند.

از این دخترهای مو هویجی هستند -مثل دختره توی انیمیشن دلیر- که یک عالمه موی فرفری نامنظم دارند (و من هم حوصله ندارم عکسش را بگذارم برایتان)، آن قدر این ها را دوست دارم. همیشه دوست داشتم یک چنین دوستی داشته باشم. به خانه شان رفت و آمد داشته باشم. هر وقت می روم خانه شان موهایش را فقط نگاه کنم. صورت رنگ پریده اش را نگاه کنم. چشم های سبز غمگینش را نگاه کنم. کک مک هایش را بشمارم. بعد او همیشه موهایش را ریخته باشد دورش. بنشینیم لب پنجره شان. گلدان هاشان را آب بدهیم. حیاطشان را نگاه کنیم. بعد او برایم شربت آلبالو بیاورد با کیکی که مادرش پخته. هی حرف بزنیم. هی من از ته دل خنده های سرشار از شور جوانی بکنم، او لبخند های کمرنگ پر احساس بزند. من جوری نگاهش کنم که انگار ده نفر دیگر پشت در ایستاده اند تا بروم بیرون و باهاشان بخندم و حال کنیم، و او جوری نگاهم کند که انگار توی دنیا کسی جز من وجود ندارد.

استثنائا در مورد این یکی، دوست دارم بغلش کنم. ببوسمش. دستانش رابگیرم و هی نوازششان کنم. هی پر حرفی کنم. بعد بیایم خانه. و برای بار بعدی که می خواهم بروم خانه شان، گیره هایی را که برای موهای پر پشتش مناسب می بینم، کادو بگیرم.

شکوفه

نظرات  (۳)

اینم یه مدلشه دیگه ....
پاسخ:
آره، چیکارش کنم دیگه.
۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۱۹ آبان دخت ...
:)
۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۲ ...:: بخاری ::...
نداریم که.
نداریم.

پاسخ:
اوهوم..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی