دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

من مدعی نیستم.
+عبارت های داخل کوتیشن، نقل قول هستند.

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

۱۱ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

خدا بهم یک درس گنده داد و شاید همین کافیست. فهمیدم به مردمی که سر صحنه ی تصادف، اینکه یک نفر بایستد و با لذت عکس بگیرد، عقلانی تر است تا اینکه دست طرف را بگیرد و بلندش کند، نباید تحت هیچ شرایطی کمک کرد؛ تحت هیچ شرایطی.

به معنای واقعی کلمه داغونم.

کاش وقتی مواخذه می شوی، حداقل فرصت این را داشته باشی که از خودت دفاع کنی. یا نه... حداقل طرفت آن قدر بفهمد که قبول کند تقصیر تو نبوده و پای چیز مضحکی به نام" شانس گند" در میان است.

ای نسیم سحر.... صبح ها داری رد می شوی سر راهت مرا هم بیدار کن. 

می دانی که... نمازم قضا شود مادرم ناراحت می شود


"گفته بودم؟

گفته بودم همین که نگاه نارنجی ات 

به زندگی ام می تابد 

یعنی همه چیز؟!"

عباس معروفی

من به تله پاتی و هاله ی اطراف و این چیز ها معتقد نیستم ها ولی وقتی دندانم را کشیدم و نتوانستم حرف بزنم، از روی واکنش اعضای خانواده ام نسبت به "هون هون" هایم، فهمیدم که هر کدامشان چه قدر از لحاظ فکری بهم نزدیکند.

خوشبختی یعنی: زود خوشحال شدن.

سر این که آن پژوئه به خاطر کدامشان راه افتاده بود پشت سرشان، دعوایشان شد. بعد هم تا توانستند از پسران شهرم ایراد گرفتند که مزاحم می شوند.

جمله ی " کرم از خود درخته" برازنده تان.

گفتم: براش اتفاقی افتاده؟

گفت: نه، چرا شما خانوما همش نگرانین؟

گفتم: چون همه ی ما خانوما به صورت بالقوه "مادر"یم.

وقتی می خواهید برای یک نفر که خیلی دوستش دارید متنی بفرستید همین متن های صد بار کپی پیست شده را بفرستید. ننشینید و وقتتان را برای تایپ حرف دلتان نگذارید. چون من دیده ام که جوابی که طرف به این همه احساس می دهد، جوابیست که لایق متن های صدبار دیده شده ی آبکی ست.