دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

من مدعی نیستم.
+عبارت های داخل کوتیشن، نقل قول هستند.

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

۳۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

آدم ها اهل دریغند. بودنشان را، محبتشان را، لبخندشان را از تو دریغ می کنند.در عوض بهت کابوس شبانه و بالش خیس از اشک هدیه می دهند. اخم هدیه می دهند. درد هدیه می دهند...

+"روزها مثل فیلمایی میمونن که اول و آخرشو می دونیم."

کتاب ملاقات با فرشته

آدم ها وقتی به منتهای بیزاری می رسند، بی تفاوت می شوند....

هیچ چیز بدتر از فرو ریختن دیوار باور نیست.

از من می شنوید از هیچ کس برای خودتان بت نسازید.

دارم نتیجه می گیرم هی درگیر تعریف واژه ها شدن و پیدا کردن دلیل برای کار بقیه زندگی را از آدم می گیرد.

مسخره بود که ازمان می خواستند در مورد تفاوت خوشبختی و موفقیت فکر کنیم ولی بهمان یاد ندادند چه طور از هیچ، شادی بسازیم.

...تو از موج بگذر تا به اوج برسی. من هات چاکلتم را کنار ساحل می خورم. تو بسوز تا بدرخشی. من روزی ده بار ایستاده می میرم. من زندگیم را اینطوری دوست تر می دارم.

فکر نمی کنم تلخ تر از این وجود داشته باشد که هر جا را نگاه می کنی، کسی را ببینی که بهترین خاطراتت را با او ساخته ای و حالا نیست.

نماز جعفر طیار، به جعفر طیار "هدیه" شد.
چه قدر نماز از خودمان "دریغ" کرده ایم؟

با دوام ترین زندگی، زندگی مشترکی ست که توش مرد خانه روزی ده بار از خودش بپرسد: چی شد من با این ازدواج کردم؟؟

مردها واژه ی "محبت" را معادل "وظیفه" می دانند.

رسیدم به روزهایی که دوست دارم هر چه رد پا از خودم توی این دنیای لعنتی است پاک کنم.


                "And the heart, sometimes it's unclear why it's beating...."