دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

من مدعی نیستم.
+عبارت های داخل کوتیشن، نقل قول هستند.

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

۳۶ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

وحشت تنهایی خودش را توی صدمین باری که تلگرامت را چک کردی نشان نمی دهد. توی حرف زدن با خودت هم. وحشت تنهایی زمانی ست که با خودت غریبه می شوی. همان وقت که از جلوی آینه، سر به زیر رد می شوی... .

سکوت، بهترین پاسخ است.

+ "زبان درکش ای مرد بسیار دان

که فردا قلم نیست بر بی زبان"

سعدی

+ بهترین سوال هم هست گاهی این سکوت.

تا حالا یک متن پر از غم نوشته ای که با هر بار خواندنش گریه کنی؟

اگر یک روز یک نفر زل زد توی چشمهاتان و گفت دوستتان دارد، با ریلکس ترین حالت ممکن آرام بزنید سر شانه اش و بگویید: اوه، بس کن.

اولین باری که توی زندگیم از بزرگترها تعجب کردم -و به یاد می آورم- وقتی بود که یک نفر بهم حرف ناراحت کننده ای زد و بعد به خاطرش از مادرم عذر خواهی کرد.

بیشتر از ده سال سن داشتم آن روز.

گفتم نیا، نباش، نخوان، نگو؛ توی بی مروت هم باور کردی؟

به نام خدا، از تمام زخم ها، زخم سر انگشت سبابه دست چپ را دوست دارم.

+خود آزاری؟ بله، دارم.

و قسم به دست هایت؛ آن گاه که مرا در بر گیرند.

همه وقتی کمی با یک نفر صمیمی می شوند احساس نا امنی می کنند یا فقط من این جوریم؟

یک چیزهایی حریم آدم هاست. مثلا اینکه سعی کنی مامانت را بد جلوه ندهی؛ حتی اگر بخواهی با دوستی درد دل کنی. مثلا اینکه فکر کنی بهتر از شوهر/زنت قرار نبوده گیرت بیاید. مثلا اینکه وقتی ازت بخواهند وضع مالیت را توصیف کنی نمی گویی فقیرم. (حال آن که از نظر نسبی فقیر محسوب شوی.)

آدم ها با یک نوع خطای شناختی عیب هایشان را می پوشانند که حتی خودشان نبینندشان. این شاید تنها خطای بشر است که به سودش تمام می شود.