دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

من مدعی نیستم.
+عبارت های داخل کوتیشن، نقل قول هستند.

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

۱۹ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

^

تحمل کردن بدعنقی بقیه -با وجود یک دلیل نیمه منطقی- برایم راحت تر از تحمل بدعنقی خودم است.
یکی بیاید مرا تحمل کند حالا.

^

ای وای من؛ که تو آن جا اردو جهادی باشی و من اینجا بروم استخر و شنا.
ای وای من.

^

-دادگاه رسمی ست. لطفا خودتان را معرفی کنید.
+به نام خدا. شکوفه هستم. جرمم "تولد" است- اگر راضی می شوید.

"خاک دل آن روز که می بیختند

شبنمی از عشق بر آن ریختند"


من و تو چه کاره ایم؟ هیچ. هیچ کاره.

آمارها نشان می دهند از هر ده موضوعی که به ذهن نویسنده این وبلاگ خطور می کند، دو مورد به صورت تفصیلی در دفتر و یک مورد در قالب چند جمله در وبلاگ ثبت می شود.
+بقیه سریع فراموش می شوند.
+چه طور بعضی ها بدون نوشتن به حیاتشان ادامه می دهند؟

"کاش منم اون جا بودم."

جمله ای که شنیدنش این حس را بهت می دهد که توی سازمان ملل نشسته ای.

+البته که بعضی جمع ها را به هیچ سازمان و مجمعی نمی شود فروخت.

و قسم به پنجشنبه* هنگامی که شب شود.

جدید ترین تصمیمم این است که بیشتر بخوانم و کمتر بنویسم. اگر دوست دارید بهم کمک کنید کتاب هایی که باعث تعالی فکریتان شده و دوستشان داشتید را معرفی کنید، لطفا.

به یک جایی که برسی، نتیجه این است که قانع کردن بقیه بیهوده ترین کار ممکن است.

می نشینی و حرف مفت می شنوی و حتی تایید می کنی تا دل بقیه به بد بودن تو خوش بشود.

+خدا چنین جایگاهی نصیبمان کناد.

یکهو وسط سر و صدای بیرون در گوشم داد زد: می دونی چی سر دلم مونده؟

گفتم: چی؟

گفت: پارسال که رفته بودیم مشهد، یادته رفتیم غذا خوری حرم؟

گفتم: خب،

گفت: وقتی اومدیم بیرون، اون خانومه بود که به همه التماس می کرد اضافه غذاتونو به من بدید، دوست دارم یه بار دیگه برگردم و غذام رو بهش بدم.