دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

یا آبی، یا هرچه...

دریاچه نارنجی

من مدعی نیستم.
+عبارت های داخل کوتیشن، نقل قول هستند.

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

جوری که من جملات بعضی از کتاب های درسیم را می بینم:

دروغ. دروووغ. دروغغ. دروغ دروغ.

الی آخر..

قانون ناقصی که آن قدر مسخره است که اجازه می دهد یک نوجوان هجده ساله درخواست بدهد برای کاندید شدن، همان چیزی ست که باعث می شود روزی ده بار به خودم بگویم خدا را شکر حقوق نخواندم.

و البته نقص های دیگر، که طوماری بشوند با اینکه متخصص نیستم.

"?What if the spring comes, and you still ramain winter"

مدت مدیدی است هیچ آهنگی گوش نداده ام. نام خواننده ها و آهنگ های تازه شان لیست ثابت مخم بوده، الان اسم هایی می شنوم که برایم اصلا آشنا نیستند. و برایم مهم نیست حتی صاحب اسم کیست.

مدت مدیدی است کتاب ادبی قابلی پیدا نکرده ام. هی کتاب های دل انگیز تکراریم را باز خوانی کرده ام و سر پاراگراف های دوست داشتنی هر کدام، واکنش های تکراری نشان داده ام. شعرهای فاضل نظری را حفظ شده ام. کتابش را باز می کنم، سرم را می گیرم روی هوا و می خوانم. 

مدت مدیدی است از جلوی سینما که رد می شوم، خیلی دست و پا نمی زنم. می دانم هنر هفتم سطحی شده. می دانم از هنر واقعی تجلیل نمی شود. می دانم فلان بازیگر جایزه می برد به خاطر لودگی توی چند تا فیلم، و فلان کارگردان در داخل و خارج مورد تشویق سطحی نگرهاست. 

مدت مدیدی است اخبار گوش نمی دهم. از دیدن هیچ مسئولی خوشحال نمی شوم. دائم تاسف می خورم.

مدت مدیدی است چیز "واقعی" ندیده ام. نه استاد. نه دانشجو. نه شهروند ساده واقعی. مدت مدیدی است به حرف هیچ کس -حتی در مورد احساساتش- اعتماد نکرده ام. مدت مدیدی است از شادی فریاد نزده ام. 

از دوران خنده های هشتاد درصد واقعیم، مدت مدیدی می گذرد. دوران، دوران دلتنگی های هشتاد درصدی است. و من حوصله ندارم این متن را ادامه بدهم... .

+ از شروعی چنین آن هم برای سال نو عذر می خواهم.